عبد الحسين نوايى

359

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

نامهء ميرزا مهدى خان به پادشاه عثمانى مخلص بىريا معروض راى آفتاب ضياى ملك آرامى دارد كه در حالتى كه طرهء شاهد ضمير از شكنج شكنجهء حوادث زمان مانند جعد مشكين مويان خطا و ختن گرد غم گرفته و آيينهء طبع اخلاص مسير از غبار افشانى سپهر نفاق پيشه و گردانگيزى حركات چرخ غدر انديشه چون صفحهء عارض نوخطان ارمن زنگ الم پذيرفته بود از يمن سعادات اخترى درخشان گشت كه كوكب يمانى از فروغ عباراتش غميصا را چشم روشنى گفت و از طرز طرزدانى و بنده‌نوازى مرغولهء موى صبيح الوجه خرامان گرديد كه عارض بتان چگل از حسرت شكفتگى رخسارش چون گل در خون خفت . يعنى رقيمهء اشفاق نمون و عنايت نامهء التفات مضمون كه نامزد اين بندهء اخلاص مقرون شده بود شرف وصول بخشيده ، اسباب مباهات را سرمايه وقامت مرام را پيرايه گرديد و موازى هزار عدد اشرفى مسكوك انجم درخش كه از خزانهء جود آسمان فسحت اعلىحضرت سكندر شوكت دارا درايت ، قهرمان معمورهء ارض بالطول و العرض ، مظهر مصدوقهء إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ « 1 » سلطان البرين و خاقان - البحرين ، ثانى ذوالقرنين ، پادشاه اسلام‌پناه جم وقار ، شاهنشاه ظل اللّه سليمان اقتدار ،

--> ( 1 ) - سورهء ص آيه 26